سلام دوستان عزيزو مهربانم:
فرارسيدن ايام اربعين سروروسالار شهيدان حضرت ابا عبد الله الحسين (ع)
و ياران با وفايش را به همه ي عاشقان آنحضرت تسليت ميگويم.
اي ياد تو در عالم اتش زده بر جانها
هر جا زفراق تو چاك است گريبانها
اي گلشن دين سيراب با اشك محبانت
از خون تو شد رنگين هر لاله به بستانها
بسيار حكايتها گرديده كهن اما
جان سوز حديث تو تازه است به دورانها
در دفتر ازادي ياد تو به خون ثبت است
شد ثبت به هر دفتر با خون تو عنوانها
******
دوستان گلم يه نظر بدهيد جاي دوري نميره:
نوشته شده توسط كربلائي مازندراني | ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۴۵:۴۷ | آرشيو نظرات (1) :موضوع |
اي خدا بجون خودت نوكرتم!!!
نوشته شده توسط كربلائي مازندراني | ۲۶ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۵۵:۲۶ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |
نوشته شده توسط كربلائي مازندراني | ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۴:۲۰:۲۷ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |
رفتي و خاطره هاي تو نشسته رو خيالم بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم
ياد من نبودي اما من به ياد تو شكستم غير تو كه دوري از من دل به هيچكسي نبستم
هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من باش وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش
هر واژه ي بي ربط اونو يادم مياره همه ميخوان بگن اون منو دوستم نداره
نوشته شده توسط كربلائي مازندراني | ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۴۳:۲۷ | آرشيو نظرات (1) :موضوع |
كاش كه عشق و عاشقي جوون و پير سرش مي شد اوني كه خيلي دوستش دارم اسير سرش مي شد
كاش دلي كه نمي دونم چرا قسمتم شده آدم پر از حيا و سر به زير سرش مي شد
اوني كه عاشقشم كاش كه بلا سرش مي شد معني واژه تلخ مبتلا سرش مي شد
اوني كه همش منه دوست نداره تا ما بشيم واژه رسمي و سنگين شما سرش مي شد
عمريه تو حسرت گرمي دستاش مي سوزم اوني كه منو سوزونده كاش كه تب سرش مي شد
حرفامو كه ميدونم بخوام نخوام گوش نمي ده لا اقل كاش توي قصه گفت و گو سرش مي شد
كاش يه لحظه خودشو به جاي من ميذاشت شوق درد عاشقاي بي حواس سرش مي شد
نمي خوام تمام حرفامو بفهمه لا اقل كاش خود دوستت دارم جداجدا سرش مي شد
اوني كه عاشقشم كاش مي ميرم سرش مي شد واسه خاطر تو ماهو مي گيرم سرش مي شد
اي كاش اون فقط يه كم در به دري سرش مي شد اينكه مي ميره دل از بي خبري سرش مي شد
نه دوستم داره نه ميگه دوست نداشته باشمش كاش يه بار منم با خودت ببر سرش مي شد
اوني كه عاشقشم كاش كه جواب سرش مي شد ميون هر كي كه داره انتخاب سرش مي شد
كاش يه كم...منو نگاه كن تو وفا سرت مي شه؟ شمع و پروانه و فانوس و خدا سرت مي شه؟
ببينم قايم نكن خيلي چيزا سرت مي شه بدي و زشتي قلب آدما سرت مي شه
تو تمام درد هامو سرت مي شه سرت مي شه نه كه حالا از اون اول هميشه سرت مي شه
اما هر چي كه بشي رسيدي به هرجا بدون گفته بودم كه تو قد فرشته ها سرت مي شه
من كه هر چيزي نوشتم از تو باز سرم نشد اينكه شايد نباشم پيش تو باورم نشد
فكرامو كرده بودم خواستم همين حالا برم نذارش پاي دروغ آره نشد برم نشد
نوشته شده توسط كربلائي مازندراني | ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۴۲:۰۶ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |
--